الشيخ محمد الصادقي الطهراني
11
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
فى النَّارِ و واحدٌ فىالْجَنَّةِ رَجلٌ قَضى بِجوْرِ وَ هُوَ يَعْلَمُ فَهُوَ فِىالنَّارِ وِ رَجُلٌ قَضى بِجَورٍ وَ هُو لا يَعلَمُ فَهُوَ فيالنَّارِ وَ رَجُلٌ قَضى بِالْحقِّ وَ هُوَ لا يَعْلَمُ فَهو في النَّارِ وَ رَجُلٌ قَضى بِالْحقّ وَ هُوَ يَعْلَمُ فَهُوَ في الْجَنَّةِ » قاضيان چهار دستهاند ، سه دستهى آنان در آتشند و يكى در بهشت ، مردىكه قضاوت بهظلم كند در حالىكه مىداند پس او در آتش است ، و آنكه نادانسته ظالمانه قضاوت كند نيز در آتش است ، و آنكه نادانسته قضاوت بهحق كند او نيز در آتش است ، و مردىكه قضاوت بهحق كند در حالىكه احكام شرعى را مىداند ، در بهشت است . اينجا قضاوتِ دانسته بهحق ، در انحصار اين نيست كه در واقع اشتباهى نشده باشد كه اين در انحصار قاضيانِ معصوم است ، مقصود از دانسته ، دانستنِ شؤون قضاوت و اهليت قضاوت است كه طبق موازين شرعى قضاوت كند ، كه قضاوتش بهحق است چه موافق واقع باشد ، و يا موافق آن نباشد در صورتى كه معذور است ، چنانكه در مقام فتوى نيز چنان است . ولى سه دستهى ديگر كسانى هستند كه حق قضاوت را ندارند كه بهترتيبِ روايت : دانسته حكم بهباطل كرده چه علم قضاوت را داشته و يا نداشته باشد ، و يا علم قضاوت را ندارد و بهباطل حكم كرده ، و حتى كسىكه نادانسته بهحق حكم نمايد ، اين هر سه ( با اختلاف در كاتِ گناهانشان ) همگى اهل آتشند ، زيرا اهليتِ قضاوت را ندارند ، و خودِ بر مسند قضاوت قرار